
دلم باران میخواهد دلم یک دشت میخواهد و یک عالم گل زیبا/ دلم سرسبزی میخواهد شدم خسته ز دود و دم و گرد و خاک سرم دردمند ز بوق ها و شلوغی خیابان ها/ چه میشه کرد؟ کجاست باران؟ کجاست آن دشت؟ کجان گلهای رنگارنگ؟ همه هستند اما دور از دسترس هستند در جایی دور از من کنار من فقط دود است و گرد و خاک و پاساژ و مغازه ها من اینجا باغ نمیبینم باید باغی بسازم من اگر یک باغ نسازم من یک باغچه که میسازم شاید الآن نتوانم ولی حتما میسازم گلی را من خواهم کاشتxa0 گلی خوشبو /گلی زیبا خواهم کاشت...
ادامه مطلب
عشقxa0چه کلمه ی مبهمیxa0من هر چه میردم عشق را در دنیای امروز نمیابم.xa0هر چه میبینم همه اش تظاهر است.xa0حال یا من بدبینم و یا دنیا پر از فریب./xa0و ای کاش که من همه چیز را سیاه ببینم و تاریک و تاریکی ای نباشد در برون....
ادامه مطلب